“گردشگری” سلامت مسیر هموار ارزآوری در تنگنای اقتصادی کشور

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری جهانی مگ،گردشگری سلامت در ایران طی سالهای اخیر به یکی از بخشهای روبهرشد صنعت گردشگری تبدیل شده؛ بخشی که برخلاف بسیاری از حوزههای دیگر، نهتنها وابسته به واردات و ارز خارجی نیست، بلکه میتواند بهطور مستقیم منبع درآمد ارزی پایدار برای کشور باشد. با این حال، نگاهی به وضعیت فعلی نشان میدهد که این ظرفیت بزرگ، همچنان میان ناهماهنگی دستگاهها، ضعف سیاستگذاری و نبود مدیریت واحد، بهدرستی بالفعل نشده است.
بر اساس گزارشهای رسمی، ایران امروز بهعنوان یکی از مقاصد شناختهشده گردشگری سلامت در منطقه مطرح است و بیماران خارجی از دهها کشور برای دریافت خدمات درمانی به ایران سفر میکنند؛ از کشورهای همسایه گرفته تا برخی کشورهای دورتر در آسیا، آفریقا و حتی اروپا. این روند اگرچه نشانهای از اعتماد به توان پزشکی کشور است، اما همچنان فاصله معناداری با ظرفیت واقعی ایران دارد.
مزیتهایی که ایران را به مقصد درمانی تبدیل کردهاند
کارشناسان گردشگری سلامت معتقدند چند عامل اصلی باعث شده ایران در این بازار جایگاه قابلتوجهی پیدا کند. نخست، هزینه پایین خدمات درمانی نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه و جهان است. اختلاف قیمت برخی خدمات تخصصی در ایران با کشورهای مقصدِ رقیب، گاه به چند برابر میرسد؛ موضوعی که برای بیماران خارجی، بهویژه در حوزههایی مانند جراحیهای تخصصی، درمان ناباروری، چشمپزشکی و خدمات زیبایی، اهمیت بالایی دارد.
عامل دوم، سطح دانش و مهارت پزشکان ایرانی است. ایران در برخی رشتههای پزشکی، نهتنها در منطقه بلکه در سطح جهانی نیز شناختهشده است و همین موضوع باعث شده بیماران خارجی، ایران را بهعنوان مقصدی قابل اعتماد انتخاب کنند. وجود بیمارستانها و مراکز درمانی مجهز در شهرهایی مانند تهران، مشهد، شیراز، اصفهان و تبریز نیز این زنجیره را تکمیل کرده است.
سهم گردشگری سلامت از بازار گردشگری ایران
در حالی که گردشگری تفریحی ایران تحتتأثیر عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی و زیرساختی دچار نوسان شده، گردشگری سلامت مسیر نسبتاً پایدارتری را طی کرده است. فعالان این حوزه میگویند هر گردشگر سلامت، بهطور متوسط چند برابر یک گردشگر عادی ارزآوری دارد؛ چراکه علاوه بر هزینه درمان، هزینه اقامت، حملونقل، همراهان بیمار و خدمات جانبی نیز به اقتصاد محلی تزریق میشود.
با این حال، سهم گردشگری سلامت از کل درآمد گردشگری ایران، همچنان کمتر از ظرفیت واقعی است. نبود آمار شفاف و یکپارچه، نبود نظام ثبت دقیق بیماران خارجی و پراکندگی مدیریت، از جمله عواملی است که مانع از ترسیم تصویر دقیق از این بازار شده است.
ناهماهنگی دستگاهها؛ گره اصلی توسعه
یکی از مهمترین چالشهای گردشگری سلامت در ایران، نبود مدیریت واحد و هماهنگ میان دستگاههای مختلف است. وزارت بهداشت، وزارت میراث فرهنگی و گردشگری، وزارت امور خارجه، سازمان نظام پزشکی و بخش خصوصی، هرکدام بخشی از این زنجیره را در اختیار دارند؛ اما نبود یک فرماندهی مشخص، باعث شده مسیر ورود و پذیرش بیمار خارجی گاه پیچیده و زمانبر شود.
فعالان این حوزه بارها تأکید کردهاند که گردشگری سلامت، صرفاً موضوع درمان نیست؛ بلکه ترکیبی از سلامت، سفر، اقامت، حملونقل، ویزا و خدمات پشتیبان است. تا زمانی که این اجزا در قالب یک بسته منسجم تعریف نشود، نمیتوان انتظار جهش جدی در این بازار داشت.
واسطهها و چهره خاکستری بازار
در کنار ضعف ساختاری، حضور واسطههای غیررسمی و دلالان درمانی نیز به یکی از چالشهای جدی تبدیل شده است. این افراد که خارج از چارچوبهای رسمی فعالیت میکنند، گاه با دریافت مبالغ سنگین از بیماران خارجی، خدماتی نامشخص و بدون ضمانت ارائه میدهند؛ موضوعی که نهتنها به اعتبار گردشگری سلامت ایران آسیب میزند، بلکه زمینه سوءاستفاده و نارضایتی را نیز فراهم میکند.
کارشناسان معتقدند ساماندهی این بخش، نیازمند شفافیت، صدور مجوزهای مشخص و نظارت مستمر است؛ اقدامی که تاکنون بهصورت جدی و سراسری اجرایی نشده است.
نگاه دولت جدید؛ فرصت یا تکرار وعدهها؟
با آغاز فعالیت دولت جدید، بار دیگر موضوع گردشگری سلامت در فهرست اولویتها قرار گرفته و مسئولان از لزوم استفاده هدفمند از ظرفیتهای درمانی کشور سخن گفتهاند. وعدههایی مانند ایجاد سامانههای یکپارچه، تسهیل صدور ویزای درمانی و حمایت از بخش خصوصی، پیشتر نیز مطرح شده بود؛ اما آنچه اهمیت دارد، فاصله میان وعده و اجراست.
فعالان بازار میگویند اگر سیاستها در حد دستورالعمل باقی بماند و به اجرا نرسد، گردشگری سلامت نیز به سرنوشت بسیاری از برنامههای نیمهتمام دچار خواهد شد؛ در حالی که رقبا در منطقه، با سرعت در حال توسعه زیرساختها و جذب بازار هستند.
رقابت منطقهای؛ زمانی برای تعلل نیست
کشورهایی مانند ترکیه، هند و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، سالهاست گردشگری سلامت را بهعنوان یک صنعت جدی دنبال میکنند. این کشورها با برندسازی، تبلیغات بینالمللی، بستههای درمانی شفاف و حمایت دولتی توانستهاند سهم قابلتوجهی از بازار جهانی را در اختیار بگیرند.
در چنین شرایطی، ایران اگرچه از نظر کیفیت درمان مزیت دارد، اما در حوزه بازاریابی و تسهیل خدمات، عقبتر حرکت کرده است. کارشناسان هشدار میدهند که ادامه این وضعیت، میتواند باعث از دست رفتن فرصتهای منطقهای شود.
گردشگری سلامت؛ فرصت ارزی در روزهای کمارز
در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیتهای ارزی مواجه است، گردشگری سلامت میتواند به یکی از کمهزینهترین راههای ارزآوری تبدیل شود. این حوزه نه نیازمند واردات گسترده است و نه وابستگی مستقیم به منابع خارجی دارد؛ بلکه بر پایه نیروی انسانی متخصص و زیرساختهای موجود بنا شده است.
به باور کارشناسان، اگر سیاستگذاری در این حوزه هدفمند و اجرایی شود، گردشگری سلامت میتواند نقش مهمی در تنوعبخشی به منابع درآمدی کشور ایفا کند؛ نقشی که تاکنون کمتر از آن استفاده شده است.
گردشگری سلامت در ایران، نه یک ایده جدید، بلکه یک ظرفیت بالفعلنشده است. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که تقاضا برای خدمات درمانی ایران وجود دارد، اما نبود مدیریت یکپارچه، ضعف نظارت، حضور واسطههای غیررسمی و تعلل در تصمیمگیری، مانع از جهش واقعی این صنعت شده است.
تا زمانی که گردشگری سلامت از حالت پروژهای و شعاری خارج نشود و بهعنوان یک صنعت با برنامه مشخص دیده نشود، این فرصت ارزی همچنان نیمهفعال باقی خواهد ماند؛ فرصتی که در شرایط امروز اقتصاد ایران، بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز است.
جهانی مگ/



